حسين قرچانلو

376

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ابراهيم بن قاسم بن ادريس بود . بعد از او پسرش و برادرش و چند تن ديگر از همين خانواده و خانوادهء ديگرى از طرف حكّام مغرب تا 347 ق / 958 - 959 م بر بصره حكومت داشتند . « 1 » ابن خلدون مىنويسد : پس از تقسيم مملكت ادريس دوم . . . طنجه و سبته و بصره ( مغرب ) و متعلقات آن از بلاد غماره به قاسم بن ادريس تعلق گرفت . « 2 » اصطخرى در نيمهء اول قرن چهارم هجرى در وصف بصره مىنويسد : شهرى بزرگ و فراخ و پرنعمت است و در برابر جزيره‌اى است كه آن را به جبل الطارق بازخوانند و ميان شهر و جزيره ( مذكور ) پهناى دريا دوازده فرسنگ است و فاصلهء فاس تا بصره شش مرحله است . « 3 » بلّكين بن زيرى براى سركوبى ملوك بربر به مغرب آمد ، ابتدا به سبته و سپس به بصره ( در مغرب ) بازگرديد و آن شهر را كه دار الملك ابن اندلس بود و سخت آبادان بود ويران كرد . « 4 » ابن حوقل جهانگرد قرن چهارم هجرى در وصف بصره مىنويسد : شهرى است كه مردم از همه جا به آن رفت‌وآمد دارند . شهر ديوارى نه چندان بلند دارد . آبهايى از خارج شهر به داخل آن جارى است . باغهاى كمى در مشرق شهر است . شهر غلات زياد و محصول پنبهء فراوانى دارد كه به افريقيه و ساير جاهاى ديگر صادر مىشود . از جملهء غلات آنها گندم و جو است كه به فراوانى برداشت مىكنند . شهر حاصلخيز و پربركت است و بازارها و ساختمانهاى نيكو دارد . هواى شهر خوش و مردمش از زن و مرد چهره‌هاى نيكويى دارند . بيشتر آنها خوش قد و قامت هستند و خوش خلق و زيبارويند . مردمى با حيا و نيكوكارند . ابن حوقل اضافه مىكند كه مردم بصره و فاس بعضى اوقات با هم مىجنگند ، سپس صلح و با هم دادوستد مىكنند . « 5 » در 363 ق / 972 - 973 م حكم بن عبد الرحمن الناصر ، سردار خود ، غالب ، را با سپاهى به يارى وزيرش قاسم بن طملش كه به شمال افريقا رفته بود فرستاد و به غالب فرمان داد كه ريشه ادريسيان را بركند . . . خبر آمدن غالب به حسن بن كنون ( امير ادريسى ) رسيد .

--> ( 1 ) . البيان المغرب ؛ ج 1 ، ص 235 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 227 . ( 3 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 41 ، 49 . ( 4 ) . البيان المغرب ؛ ج 2 ، ص 243 . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 158 . ( 5 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 81 ، 83 .